Tuesday, December 12, 2006

لعنت به دوراهی الدورادو

رای دادن یک مسئله ی کاملا شخصی ست ، یعنی هر کس بنابر عقیده ای که دارد تصمیم می گیرد که رای بدهد ، ندهد ، رای سفید بیاندازد و یا به کاندیدای مورد نظر داخل برگه ی رای فحش بدهد . اگر با این چند کلمه ی من موافقید با این صحبت من هم کنار بیایید که من رای نمی دهم . راستش شاید این انتخابات تنها انتخاباتی ست که واقعا بین دوراهی ماندم که رای بدهم یا نه . حتی اگر در آن جلسه ی وبلاگ نویسان می بودید می دیدید که من در مورد تحریمی ها به قول الپر داد و بیداد هم به راه انداختم . واقعا می خواستم فرشته ای از آسمان بیاید و کمکم کند . راستش بین دو راهی بدی ماندم . صادقانه می گویم . مانده بودم اگر رای ندهم خیلی از دوستانم از دستم برنجند و دیگر برایشان همان فواد قبلی نباشم . همان جوری که پشت سر تحریمی های انتخابهای قبلی بد می گفتم . اگر هم رای بدهم با خودم دچار مشکل می شوم اینها بماند .
آقای سید آبادی نازنین ، همیشه برایم مرد محترمی بوده اید و خواهید ماند اما واقعا نمی دانم باید به که و چه رای بدهم . مگر خود
اصلاح طلبان نیستند که بعد از هر انتخابات به این نتیجه می رسند که کاش شرکت نمی کردیم ، آبرویمان رفت ؟
آیدای عزیزم ، به من گفتی که اگر آینده ی یک دختر مثل من برایت مهم است برو و رای بده . باورت می شود الان چند انتخابات است که من با همین تفکر می روم و رای می دهم ؟ شاید اگر کمی بیشتر با تو حرف می زدم به خاطر احساساتم برای رای دادن قانع می شدم .
اما هنوز که هنوز است امیدوارم اگر تفکر خوبی پشت ائتلاف اصلاح طلبان است پیروز شوند . اما من به شخصه آن ها را قبول ندارم و با تمام احترامی که برای تلاشهای بروبچه های ستاد اصلاح طلبان قائلم می گویم که رای نمی دهم . امیدوارم بچه ها هم نتیجه ی زحمت هایشان را بگیرند و اگر نتیجه ی خوبی داد بدون منت بگذارند ما از آن ها استفاده کنیم .
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر ، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود ، جسته ایم ما ، گفت آنچ یافت می نشود آنم آروزست
عکس : مهکامه اسلامی / قورباغه باز