Tuesday, November 13, 2007

بامبو هایی که بی آب قد می کشند ...


دوستي مي گفت :‌ ما ادبيات را در دوره ي كلاسيك اش جا گذاشته ايم و چه راست مي گفت‌ . اين نوستالژي لعنتي هيچ گاه يقه ي ما را ول نمي كند . هنوز هم اگر در كافه هايي بنشينيد كه چند نفر بخواهند خود را روشنفكر نشان بدهند اولين بحثي كه راجع به ادبيات داستاني شكل مي گيرد بدون شك در مورد بوف كور است . در اين كه بوف كور يكي از شاهكارهاي ادبيات داستاني كشور ماست هيچ شكي نيست اما تا كي فقط و فقط بوف كور و چند اثر شناخته شده ي ديگر كه هميشه صحبت از آن بوده بايد مرجع قلقلكهاي كرم كتابي ما باشد ؟ اين مسئله راجع به ادبيات جهان هم صدق مي كند . سالهاست كه ديگر كشفي اتفاق نمي افتد و اين مسئله به دليل اين نيست كه ادبيات دچار هيچ انفجاري نشده است و شاهكاري منتشر نشده است بلكه به نظر مي رسد حس نوستالژي پرست ما ترجيح مي دهد دوباره به همان صد سال تنهايي ها و اوليس ها و ... . اما نسلي از نويسندگان هستند كه بي شك شاهكارهايي آفريده اند و در اين ميان زنان هم نقش بسياري داشته اند . اين چند زني كه نامشان را برايتان رديف مي كنند شاهكارهاي ادبيات نوين جهاني هستند البته نه به انتخاب من بلكه به انتخاب نيويوركر . كساني كه خيلي خوب نمي شناسيمشان .

ساندرا سيسنروس :‌ اين نويسنده ي پنجاه و سه ساله كه در يك مدرسه ابتدايي درس مي دهد يكي از شاهكارهاي فلش رمان جهان را به رشته ي تحرير( رشته ي تحرير ؟‌ ) در آورده است . رمان خانه ي خيابان مانگوي او اين روزها هنوز كه هنوز است به عنوان يك شاهكار نوين نام برده مي شود . از او به زبان فارسي همين خانه ي خيابان مانگو با ترجمه ي استادانه ي اسدالله امرايي منتشر شده است .

آرونداتي روي : ده سال پيش زني هندي اولين رمانش را به چاپ رساند و با همان رمان اولش سر و صداي زيادي در جهان ادبيات برپا كرد . رمان خداي چيزهاي كوچك اثري ست كه زندگي آرونداتي روي اين نويسنده ي ميانسال را از اين رو به آن رو كرد . آرونداتي روي حالا كه ده سال از چاپ رمانش مي گذرد سفير صلح هندوستان است و سوني پيكچرز مي خواهد هفده ميليون دلار ناقابل به خاطر نسخه ي سينمايي فيلم خداي چيزهاي كوچك به او بدهد .

ري شلي : نويسنده ي كتاب فوق العاده ي فري با روبان ، بيست و يك ساله بود كه همسرش را از دست داد و پس از آن نوشتن رمان تنها راه در آمد او و پسر كوچكش بود . او زياد مي نوشت اما اين زياد نوشتن هيچ گاه باعث اين نشد كه او به ادبيات سخيف روي بياورد . نيويوركر درباره ي او مي نويسد‌ ‌: ري شلي خود داستان يك مادر است . مادري كه تلاشش براي حفظ زندگي اش ادبيات مدرن قرن بيستم را تكاني داد .

در ادبيات خودمان هم نويسندگان جديدي هستند كه با وجود كارهاي خوبشان هنوز زياد شناخته شده نيستند . مرجان شيرمحمدي ،‌ شيوا ارسطويي ، محبوبه ميرقديري و... از نويسندگاني هستند كه داستانهاي خوبي مي نويسند و مي توانند آينده ي ادبيات ايران را رقم بزنند . اما مي دانم هنوز كه هنوز است خيلي ها همان ديزي را به پيتزاها و برگرهاي نوين ترجيح مي دهند .

* این یادداشت در شماره ی اخیر هفته نامه ی چلچراغ به چاپ رسیده است .