به قول طلا خيلي ديره ولي بنويس . راستش خودم هم نمي دانم چرا بعد از چهار ماه چرا هنوز راجع به آن بعد از ظهر پنج شنبه ي رويايي چيزي ننوشتم . اگر مشتاقيد راجع به قورباغه ي طلايي و اين كه چي شد كه اين طور شد چيزي بدانيد اين پست را بخوانيد . دي ماه هشتاد و پنج بود . فكر راه اندازي يك برنامه ي دسته جمعي ذهنم را قلقلك مي داد اما نمي دانستم بايد چه غلطي بكنم . به ذهنم رسيد كه به وبلاگهاي دوست داشتني ام جايزه ام بدهم . در ذهنم وبلاگهاي دوست داشتني ام را دوره كردم و به نتيجه رسيدم و يك شب تا صبح نشستم و وبلاگها را در وبلاگم رديف كردم . چند روز بعد بود كه داريوش رجبيان از راديو زمانه تماس گرفت و مصاحبه اي با من در مورد قورباغه ي طلايي انجام داد و همانجا بود كه به نتيجه رسيدم كه قضيه كم كم دارد جدي مي شود . هفته بعد هم صحبتي با راديو بي بي سي و ... . اما مانده بودم با اين غلطي كه كرده ام بايد چكار كنم . چه جايزه اي بايد بدهم و اصلا كجا بايد مراسمي براي اهداي جوايز برگزار كنم . همانجا بود كه فرشته هاي جديدي وارد زندگي ام شدند . رفتم كافه تيتر و آنجا براي اولين بار با بهنام و بيتا هم كلام شدم . و آنان مهربانانه پذيرفتند كه بي هيچ منتي پذيراي اولين دوره ي قورباغه ي طلايي باشند . همينجا بايد بگويم كه مهرباني آنان را تا آخر عمرم در حافظه ام نگه مي دارم . بهنام و بيتاي عزيز دوستتان دارم 
نازنين ترين بهنام و بيتاي جهان / عكس : فواد خاك نژاد / قورباغه باز
اما نبايد لطف هاي كوروش ضيابري عزيز را هم فراموش كنم . او اجراي مراسم را بر عهده داشت و الحق و الانصاف هم آبروي مرا خريد . از او و مادرش كه شانزده ساعت سفر را فقط و فقط به خاطر اين مراسم به جان خريدند ممنونم . واي خدايا من چقدر به اين دوستانم مهرباني بدهكارم . كوروش جز اجراي مراسم پوشش خبري مراسم را در ايسنا ، هادي تونز ، فرياد و كلي خبرگزاري ديگر بر عهده داشت .
اين مراسم دو مهمان ويژه داشت يكي اسدالله امرايي نازنين و ديگري توكا نيستاني دوست داشتني خودم . مي دانم كه توكا چند تا از برنامه هايش را كنسل كرد تا به مراسم برسد و آقاي امرايي كه دعوت چند مهمان عزيزش را براي صرف ديزي رد كرد تا مهمان ما باشد . آقاي امرايي عزيزم يك ديزي حسابي طلبتان .
توكا بعد از مراسم با غيظ به من مي نگرد / عكس : فواد خاك نژاد / قورباغه باز
دليلم براي نوشتن اين پست اين بود كه بعد از چهار ماه از همه تشكر كنم . از مادر نازنينم كه زحمت ساخت تنديس ها را فقط در دو سه روز كشيد و نگراني ها و غرغرهاي من را درك كرد . از علي زراندوز عزيز سردبير بچه ها گل آقا و تمام بروبچه هاي گل آقا كه زحمت كلي از جوايز را كشيدند . از امير سليماني نازنين كه پوستر قورباغه ي طلايي را چاپ كرد . از نيماي پندار به خاطر مهرباني هايش و مشورت هايش . از بروبچه هاي جابلاگي به خاطر هاست و باز هم از كافه تيتر فراموش نشدني . از تمام برندگان كه پذيرفتند و آمدند و آنهايي كه نيامدند خبري از ما گرفتند و نيامدند . از ليلي نيكونظر كه با سرماخوردگي شديدش دعوت مرا رد نكرد و آمد . از دكتر شيرين احمد نيا كه با آمدنشان به مراسم ما اعتبار دادند . از سيد آبادي نازنين كه همان شب ميزبان كلي مهمان بود اما غذايش را روي گاز گذاشت و با دختر نازنينش به مراسم ما آمد .

ليلي نيكونظر و اسدالله امرايي / عكس : نيما افشار نادري / قورباغه باز
از آسيه اميني ، ميرزا پيكوفسكي ، يلدا معيري ،كاوه مشكات ، نيما اكبرپور ، هادي حيدري ، حسن كريم زاده ، يحيي تدين ، كيوان زرگري ، حسين جاويد ، نيما افشار نادري ، مهران افشار نادري ، مريم آقاجري ، پوريا عالمي ، حميدرضا علاقه بند و پالپ فيكشن نازنين و تمام كساني كه آن روز كنارم بودند و حالا خوب يادم نمانده ممنونم .
از هادي دوستمحمدي كه همراهي ام كرد ممنونم . از عابد نازنينم كه يك سره دوربين فيلمبرداري دو كيلويي ام دستش بود و آخر با لبخند جواب غرغرهايم را داد ممنونم . از بهاره كه اولين ديدارمان بعد از شانزده سال جز زحمت براي او نبود و دوستانش هم ممنونم . حوصله تان سر رفت ؟

جمع نازنين شش اردي بهشت / عكس : يلدا معيري / قورباغه باز
حميدرضا علاقه بند در پستش راجع به مراسم نوشت : پنج شنبه شش اردي بهشت هشتاد و شش وارد تاريخ شد . اميدوارم همين طور باشد . همين